ابراهيم عاملي ( موثق )
246
تفسير عاملي ( فارسي )
مطالعهى در اين موجودات عمده و اصلى است و اگرچه در همهى موجودات نشانهى آفريننده مشاهده مىشود ليكن اين چند موضوع بواسطهى عموميّتى كه دارد فراگير تمام آفريدهها است . حسينى نوشته است شعر : همه نقش اين گنبد پر نگار گواهند بر صنع آن كردگار و گر گوهر آيد و گرچه خسى است برون و درونش حكايت بسى است . سخن ما : 1 - آيت اوّل را مىتوان چنين معنى كرد : آنكه همهى شما سرگردان جستجوى آنيد و پناهگاه خود ميدانيد يگانه و يكتائى است كه به هيچ روى شماره و چگو - نگى در او راه ندارد . 2 - آيت دوّم « إِنَّ فِي خَلْقِ ) * - الخ » گويا سعدى از آن چنين الهام گرفته كه گفته است : همى گسترانيد فرش تراب چو سجّادهى نيكمردان بر آب ز مشرق به مغرب مه و آفتاب روان كرد و بنهاد كشتى بر آب ز ابر افكند قطرهاى سوى يم ز صلب آورد نطفهاى در شكم بامرش وجود از عدم نقش بست كه داند جز او كردن از نيست هست 3 - در منطق اصطلاحى دارند برهان لمّ يعنى استدلال از آثار و علائم و نشانههاى يك موجود بر خود آن موجود . در آزمايشگاههاى امروز بوسيلهى شناختن خاصيّت اجسام و قابليّت تجزيه مىتوانند خود جسم و مواد تركيبى و اصل آن را دريابند . در اين آيات براى خداشناسى به اين اصل راهنمائى شده است كه بشر را بمطالعهى در آثار آفريننده و باصول آفريدهها متوجّه مىكند تا دريابند كه روابط موجودات با يكديگر به اين نظم و روش معيّن مولود حقيقت فراگيرى است برتر از همهى آفريدگان . و در قرآن به اين قسمت توجّه بيشترى شده است و مكرر به اين روش استدلال شده است . و بهترين راه پى بردن به اين حقايق دانستن علوم طبيعى است و باريك بينى در آنها .